پرایس اکشن به سبک فولر؛ چارت خلوت، ذهن آرام، معامله پرسود

پرایس اکشن به سبک نایل فولر، روشی ساده و کاربردی برای تحلیل بازار بدون وابستگی به اندیکاتورهاست. در این مقاله با اصول این سبک، الگوهای مهم کندلی، مفهوم تلاقی، مدیریت سرمایه و استراتژی معامله‌گری آرام و دقیق فولر آشنا می‌شوید.
پرایس اکشن به سبک فولر؛ چارت خلوت، ذهن آرام، معامله پرسود
تیم آکادمی متاگلد

تیم آکادمی متاگلد از تحلیلگران بازارهای مالی، معامله‌گران باتجربه و مدرسان حوزه فارکس و طلا تشکیل شده است. هدف ما تولید محتوای آموزشی دقیق، بی‌طرف و قابل اجرا برای معامله‌گران فارسی‌زبان است؛ از مفاهیم پایه تا استراتژی‌های معاملاتی، مدیریت سرمایه و روانشناسی معامله‌گری.

معامله‌گرانی که سال‌ها در بازارهای مالی فعالیت دارند، خوب می‌دانند که شلوغی بیش از حد چارت چقدر روی تصمیم‌گیری‌های سریع اثر منفی می‌گذارد. چارت شلوغ و پر از خطوط رنگارنگ اندیکاتورها، ذهن شما را خسته می‌کند.  در میان روش‌های مختلف تحلیل تکنیکال، پرایس اکشن به سبک فولر به عنوان یک راهکار ساده و شفاف، مسیر متفاوتی را پیش پای تریدرها قرار می‌دهد. این سبک تحلیلی تلاش می‌کند تا شما از اندیکاتورهای تاخیری رها شوید و تمرکزتان را مستقیماً روی رفتار واقعی قیمت بگذارد.

اما چطور یک تریدر استرالیایی بدون حتی یک اندیکاتور توانست جایگاه خود را تثبیت کند و جوایز بزرگی را به دست آورد؟ در این مقاله همراه ما باشید تا به بررسی پرایس اکشن به سبک فولر بپردازیم.

فهرست مطالب

نایل فولر تریدر استرالیایی کیست؟

وقتی درباره سادگی در بازار فارکس صحبت می‌کنیم، نام نایل فولر (Nial Fuller) در صدر قرار می‌گیرد. نایل فولر تریدر، نویسنده و مدیر سرمایه اهل استرالیا است که فعالیت حرفه‌ای خود را در بازارها از سال 2002 آغاز کرد. او با بیش از 20 سال تجربه معامله‌گری مستمر، سبک شخصی خود را بر پایه خوانش چارت خام بنا نهاد.

یکی از نقاط عطف زندگی حرفه‌ای او، برنده شدن در مسابقه معتبر معاملاتی Million Dollar Trader در سال 2016 بود. او توانست در بازه‌ای کوتاه، سود خیره‌کننده‌ای را روی حساب معاملاتی خود ثبت کند. نایل فولر از سال 2008 آموزش روش‌های خود را آغاز کرد و تا امروز به بیش از 25000 دانشجو یاد داده که چگونه بدون پیچیده کردن چارت، تصمیم‌های منطقی بگیرند. فلسفه او بسیار ساده است: قیمت همه چیز را نشان می‌دهد و نیاز به هیچ فرمول ریاضی پیچیده‌ای برای پیش‌بینی آینده بازار ندارید.

اما این سبک ساده دقیقاً بر چه اصولی استوار است؟ چه تفاوتی میان این دیدگاه با روش‌های دیگر وجود دارد؟ بیایید در بخش بعدی به قوانین پایه‌ای استراتژی او نگاه کنیم که شاید تا به حال کسی به شما نگفته باشد.

نایل فولر تریدر استرالیایی

اصول ابتدایی و استراتژی نایل فولر

بسیاری از تریدرها فکر می‌کنند هرچه فرمول‌ها و ابزارهای روی چارت بیشتر باشند، تحلیل دقیق‌تر خواهد بود. استراتژی نایل فولر دقیقاً عکس این موضوع را ثابت می‌کند. او معتقد است اضافه کردن شاخص‌هایی مثل استوکاستیک، آر اس آی (RSI) یا مکدی (MACD) فقط باعث سردرگمی و گرفتن تصمیمات متناقض می‌شود. اصول سه‌گانه این سبک به صورت زیر است:

اصول ابتدایی و استراتژی نایل فولر

1. نمودار را از اندیکاتورها پاک کنید

اولین قدم در این روش، پاکسازی کامل چارت است. وقتی اندیکاتورها را حذف می‌کنید، چارت شما اصطلاحاً «عریان» یا «پاک» می‌شود. حالا چشمان شما به جای تعقیب خطوط تاخیری اندیکاتورها، حرکت طبیعی کندل‌ها، سطوح کلیدی حمایت و مقاومت و روندهای اصلی را دنبال می‌کند.

2. تمرکز روی تایم فریم‌های بالاتر

نوسانات شدید در تایم فریم‌های زیر 1 ساعته، نویزهای زیادی ایجاد می‌کنند که بیشتر آن‌ها سیگنال‌های فریب‌دهنده هستند. فولر معتقد است معامله‌گران موفق تمرکز خود را روی نمودارهای روزانه (Daily) و هفتگی (Weekly) می‌گذارند. این کار استرس معامله‌گری را پایین می‌آورد و زمان کافی برای تحلیل منطقی بازار را به شما می‌دهد.

3. استفاده از ساختارهای تکرارشونده

قیمت در بازار، رفتارهای تکراری دارد. به جای حفظ کردن ده‌ها الگوی پیچیده، کافی است چند الگوی کندل استیک ساده و تکرارشونده را یاد بگیرید و آن‌ها را در نقاط مناسب چارت شکار کنید. این دیدگاه شباهت‌های ساختاری زیادی با مفاهیم پرایس اکشن کلاسیک دارد، اما فولر آن را تا حد ممکن خلاصه‌تر و کاربردی‌تر کرده است.

الگوهای اصلی در پرایس اکشن به سبک فولر

حالا که اصول اولیه را می‌دانیم، نوبت به بخش هیجان‌انگیز می‌رسد. فولر چطور با چند الگوی ساده بازار را تحلیل می‌کند؟ بیایید با معروف‌ترین الگوهای این سبک آشنا شویم که قرار است نقطه ورود شما را به بازار تعیین کنند.

الگوهایی که نایل فولر روی آن‌ها تمرکز می‌کند، به عنوان «تریگر» یا سیگنال ورود به معامله عمل می‌کنند. او به جای استفاده از الگوهای شلوغ کلاسیک، روی 3 ساختار کندلی بسیار ساده تمرکز دارد:

الگوهای اصلی در پرایس اکشن به سبک فولر

1. الگوی پین بار  (Pin Bar)

پین بار یکی از معروف‌ترین الگوهای بازگشتی است. این کندل بدنه بسیار کوچکی دارد و یک سایه (Tail یا Shadow) بسیار بلند در یک طرف آن دیده می‌شود. سایه بلند نشان‌دهنده ریجکشن یا رد شدن قیمت در آن محدوده است.

  • پین بار صعودی (Bullish Pin Bar): سایه بلند در پایین کندل قرار دارد و نشان می‌دهد خریداران با قدرت قیمت را به سمت بالا هل داده‌اند.
  • پین بار نزولی (Bearish Pin Bar): سایه بلند در بالای کندل قرار است و نشان می‌دهد فروشندگان مانع از بالا رفتن قیمت شده‌اند.

2. الگوی اینساید بار  (Inside Bar)

این الگو از دو کندل تشکیل می‌شود. کندل اول که بزرگ‌تر است، «کندل مادر» (Mother Bar) نام دارد. کندل دوم که کوچک‌تر است، «کندل داخلی» (Inside Bar) نام دارد و به طور کامل در دل محدوده سقف تا کف کندل مادر قرار می‌گیرد. این الگو نشان‌دهنده دوره استراحت، فشردگی بازار و تصمیم‌گیری تریدرها برای حرکت بعدی است. شکست سقف یا کف این الگو معمولاً با حرکت‌های شارپ همراه می‌شود.

3. الگوی فیک  (Fakey Pattern)

الگوی فیک در واقع یک شکست جعلی (False Breakout) در الگوی اینساید بار است. قیمت ابتدا سقف یا کف اینساید بار را می‌شکند تا تریدرها را فریب دهد، اما بلافاصله تغییر جهت می‌دهد و در جهت مخالف بسته می‌شود. این الگو یکی از قوی‌ترین تله‌های نقدینگی در بازار است که فولر از آن برای ورود به معاملات پر سود استفاده می‌کند. درک این رفتار به شما کمک می‌کند مفاهیمی مانند زون‌های برگشتی را بهتر بشناسید؛ برای درک عمیق‌تر منطق پشت این تله‌های نقدینگی و تسلط بر شکست‌های جعلی، پیشنهاد می‌کنیم حتماً مقاله “ریجکشن بلاک چیست” را مطالعه کنید.

برای اینکه درک بهتری از این 3 الگو داشته باشید، یک خلاصه کاربردی از آن‌ها را در جدول زیر می‌بینیم:

نام الگوشکل ظاهری روی چارتپیام الگو برای معامله‌گربهترین مکان برای استفاده
پین بار (Pin Bar)بدنه کوچک، یک سایه بسیار بلند و یک سایه خیلی کوتاهرد شدن شدید قیمت از یک سطح و بازگشت سریعروی سطوح حمایت و مقاومت کلیدی
اینساید بار (Inside Bar)کندل دوم کاملا در دل کندل اول (کندل مادر) قرار دارداستراحت بازار، فشردگی و جمع شدن انرژیدر میانه‌های یک روند قوی صعودی یا نزولی
فیک (Fakey)شکست سقف/کف اینساید بار و بازگشت سریع به داخل آنگول زدن معامله‌گران خرد و حرکت در مسیر مخالفروی سطوح مهم و در جهت روند قالب بازار

هر کدام از این الگوها به تنهایی جذاب هستند، اما اگر بدانید چطور اعتبار آن‌ها را چند برابر کنید، نتایج شما به کلی تغییر می‌کند. راز موفقیت الگوهای فولر در چیست؟ در ادامه به جادوی تلاقی می‌پردازیم که درصد خطای شما را به شدت کاهش می‌دهد.

جادوی تلاقی (Confluence) در معاملات فولر

در بازارهای مالی، شکل‌گیری یک الگو به تنهایی برای ورود به معامله کافی نیست. اگر یک پین بار صعودی در وسط یک محدوده بی‌هدف شکل بگیرد، ارزش معاملاتی چندانی ندارد. نایل فولر تاکید ویژه‌ای روی مفهوم «تلاقی» دارد. تلاقی یعنی قرارگیری چند عامل تاییدکننده در کنار یکدیگر.

بهترین سیگنال‌های پرایس اکشن زمانی صادر می‌شوند که الگوهای کندلی با سطوح کلیدی تلاقی پیدا کنند. عوامل تلاقی در این سبک شامل موارد زیر هستند:

  1. سطوح حمایت و مقاومت افقی: قوی‌ترین سطوحی که قیمت قبلاً بارها به آن‌ها واکنش نشان داده است.
  2. روند اصلی بازار (Trend): معامله در جهت روند همیشه شانس موفقیت را بالا می‌برد.
  3. میانگین‌های متحرک کلیدی: فولر گاهی از میانگین‌های متحرک ساده یا نمایی مانند 8 یا 21 برای تشخیص پویای روند و نقاط حمایت و مقاومت استفاده می‌کند.

وقتی یک پین بار صعودی دقیقاً روی یک سطح حمایت افقی و در جهت یک روند صعودی قدرتمند شکل می‌گیرد، شما یک نقطه تلاقی عالی دارید. اینجاست که معامله‌گر با خیالی آسوده‌تر وارد معامله می‌شود.

اما نظر نایل فولر درباره اخبار اقتصادی و فاندامنتال چیست؟ چطور بدون خواندن اخبار می‌توان جهت بازار را فهمید؟ بخش بعدی پاسخ این سوال چالش‌برانگیز را روشن می‌کند.

چرا نایل فولر تحلیل فاندامنتال را نادیده می‌گیرد؟

جدال بین تحلیل تکنیکال و فاندامنتال همیشه در بازارهای مالی وجود داشته است. نایل فولر یکی از منتقدان جدی معامله بر اساس اخبار اقتصادی است. او معتقد است تلاش برای تحلیل تک‌تک اخبار فارکس مانند نرخ بهره، گزارش‌های اشتغال (NFP) یا بیانیه‌های بانک‌های مرکزی، فقط ذهن معامله‌گر خرد را آشفته می‌کند. دلایل او برای نادیده گرفتن اخبار عبارتند از:

  • پیش‌خور شدن اخبار: بازیگران بزرگ بازار بانک‌ها و موسسات مالی هستند که تحلیل‌های عمیق‌تر و دسترسی سریع‌تری به اطلاعات دارند. آن‌ها هفته‌ها قبل از انتشار خبر، بر اساس انتظارات خود معامله می‌کنند. بنابراین وقتی خبر نهایی منتشر می‌شود، تاثیر آن از قبل روی قیمت اعمال شده است.
  • واکنش بازار مهم‌تر از خود خبر است: بارها دیده‌ایم که یک خبر اقتصادی مثبت منتشر می‌شود اما قیمت سقوط می‌کند! این نشان می‌دهد که فرمول ساده «خبر خوب مساوی صعود» در بازار کار نمی‌کند. تغییرات قیمت روی چارت، واکنش واقعی معامله‌گران به اخبار را نشان می‌دهد.
  • بازی با روح و روان تریدر: پیگیری مداوم اخبار باعث می‌شود تریدر در معاملات خود دچار شک و تردید شود. شما یک پوزیشن خرید عالی باز کرده‌اید اما با خواندن یک گزارش اقتصادی منفی، دچار ترس می‌شوید و معامله خود را با ضرر یا سود کم می‌بندید.

فولر می‌گوید: «قیمت، نشانگر نهایی تمام عوامل تاثیرگذار بر بازار است. هر خبر سیاسی یا اقتصادی در نهایت خودش را در قالب کندل‌های روزانه نشان می‌دهد.»

اما آیا واقعاً معامله‌گر باید برای کسب سود، هر لحظه پای چارت میخکوب شود و کندل‌ها را رصد کند؟ نایل فولر برای این مشکل یک راهکار طلایی دارد که در بخش بعدی تحت عنوان استراتژی «تنظیم کن و فراموش کن» آن را بررسی می‌کنیم.

چرا نایل فولر تحلیل فاندامنتال را نادیده می‌گیرد؟

استراتژی «تنظیم کن و فراموش کن»؛ راز آرامش فولر

یکی از مفاهیم کلیدی که نام نایل فولر با آن گره خورده، رویکرد Set and Forget است. فولر به شدت مخالف خیره شدن به مانیتور و چک کردن لحظه‌ای معاملات است. او معتقد است که نگاه کردن مداوم به چارت، بزرگترین قاتل حساب‌های معاملاتی است.

در این روش، شما در پایان روز معاملاتی (زمانی که کندل روزانه نیویورک بسته می‌شود) چارت را بررسی می‌کنید. اگر نقطه تلاقی و الگوی مناسبی پیدا کردید، نقطه ورود، حد ضرر (Stop Loss) و حد سود (Take Profit) خود را در پلتفرم معاملاتی تنظیم می‌کنید و سپس مانیتور را می‌بندید!

مزایای این تکنیک را می‌توان به موارد زیر خلاصه کرد:

  • حذف احساسات: وقتی پای چارت نیستید، نوسانات لحظه‌ای نمی‌توانند شما را ترغیب کنند که زودتر از موعد از معامله خارج شوید یا حد ضرر خود را جابه‌جا کنید.
  • ذخیره زمان: شما برای ترید کردن تنها به 30 الی 60 دقیقه زمان در روز نیاز دارید و بقیه روز را می‌توانید به زندگی شخصی خود برسید.
  • اجازه دادن به بازار: بازار برای رسیدن به اهداف شما نیاز به زمان دارد. با این روش، شما به بازار فضای کافی برای نفس کشیدن و حرکت می‌دهید.

اما اجرای این قانون نیازمند یک ذهنیت خاص است. چگونه می‌توانیم از وسوسه معامله‌گری بیش از حد دور بمانیم؟ پاسخ در بخش بعدی و تشبیه بسیار جالب نایل فولر نهفته است.

استراتژی «تنظیم کن و فراموش کن»؛ راز آرامش فولر

ذهنیت تک‌تیرانداز در برابر مسلسل؛ روانشناسی در پرایس اکشن فولر

بیشتر معامله‌گران مبتدی مانند یک سرباز با مسلسل (Machine Gun) رفتار می‌کنند. آن‌ها به محض باز کردن چارت، به هر حرکت کوچکی واکنش نشان می‌دهند و در طول روز ده‌ها تیر بی‌هدف شلیک می‌کنند (معامله بیش از حد یا Over-trading). نتیجه این کار، هدر رفتن مهمات (سرمایه) و از بین رفتن تمرکز است.

در مقابل، فولر از شما می‌خواهد که یک تک‌تیرانداز (Sniper) باشید. تک‌تیراندازها ساعت‌ها، روزها و حتی هفته‌ها در کمین می‌نشینند. آن‌ها فقط زمانی ماشه را می‌کشند که تمام شرایط (نقطه تلاقی، روند، الگوی کندلی) در بی‌نقص‌ترین حالت ممکن قرار داشته باشد. در پرایس اکشن به سبک فولر، شما قرار نیست هر روز معامله کنید. شاید در یک هفته فقط 1 یا 2 معامله باکیفیت داشته باشید، اما همان معاملات اندک، سودآورتر و مطمئن‌تر از ده‌ها معامله هیجانی خواهند بود.

حالا که می‌دانیم چه زمانی باید مانند یک تک‌تیرانداز ماشه را بکشیم، سوال اینجاست که چقدر از سرمایه خود را باید در هر شلیک ریسک کنیم؟ مدیریت سرمایه در این روش، موضوع حیاتی است.

مدیریت سرمایه در استراتژی نایل فولر؛ محافظت از سودها

بدون یک مدیریت سرمایه اصولی، حتی بهترین استراتژی‌های پرایس اکشن هم به شکست منجر می‌شوند. نایل فولر در بحث مدیریت سرمایه بسیار سخت‌گیر است. او به جای استفاده از درصد ثابت (مثل ریسک 1 یا 2 درصد در هر معامله)، بیشتر بر روی ریسک بر اساس مبلغ ثابت (Fixed Dollar Risk) تاکید می‌کند.

به این معنا که شما باید از خود بپرسید: «من در این معامله حاضرم چه مبلغی را از دست بدهم که در صورت ضرر، هیچ تاثیری روی خواب و آرامش روانی من نگذارد؟» اگر پاسخ شما 50 دلار است، حجم معامله (Lot Size) شما باید دقیقاً طوری تنظیم شود که در صورت برخورد به حد ضرر، فقط همان 50 دلار را از دست بدهید.

همچنین فولر همیشه به دنبال معاملاتی است که پاداش (Reward) آن‌ها حداقل دو برابر ریسک (Risk) باشد. یعنی برای همان 50 دلار ریسک، تارگت شما باید حداقل 100 دلار سود را تضمین کند. این کار باعث می‌شود حتی اگر نیمی از معاملات شما با ضرر بسته شوند، در برآیند کلی همچنان سودآور بمانید.

جایگاه استراتژی نایل فولر در میان سایر سبک‌های معاملاتی

برای اینکه جایگاه دقیق این سبک را در مقایسه با سایر روش‌ها درک کنید، جدول زیر ویژگی‌های اصلی هر کدام را نشان می‌دهد:

ویژگیپرایس اکشن به سبک فولرپرایس اکشن کلاسیکتحلیل تکنیکال سنتی (اندیکاتوری)
ابزار اصلی تحلیلکندل‌های خام، سطوح افقی کلیدیالگوهای هندسی، خطوط روند، کانال‌هااندیکاتورها (RSI, MACD, Moving Averages)
تایم فریم‌های محبوبروزانه (Daily) و 4 ساعتهتمام تایم فریم‌ها (مولتی تایم فریم)عمدتاً تایم فریم‌های پایین برای نوسان‌گیری
میزان شلوغی چارتبسیار خلوت (چارت عریان)متوسط (دارای خطوط روند و کانال)بسیار شلوغ و پر از اندیکاتورهای مختلف
سبک ورودتک‌تیرانداز (کم‌تعداد اما دقیق)متوسطمسلسل (معاملات متعدد و مکرر)
رویکرد به اخبارنادیده گرفتن کامل اخبار اقتصادینادیده گرفتن اخبار در زمان تحلیلهماهنگ‌سازی تحلیل با تقویم اقتصادی

این مقایسه به خوبی نشان می‌دهد که چرا برخی تریدرها سادگی و آرامش این سبک را ترجیح می‌دهند. اما آیا این روش برای همه مناسب است؟ بخش بعدی به مزایا و معایب این سبک می‌پردازیم تا راحت‌تر سبک معاملاتی خود را انتخاب کنید.

مزایا و معایب پرایس اکشن به سبک فولر

هیچ سیستم معاملاتی در دنیا وجود ندارد که صد درصد بدون نقص باشد. برای انتخاب این روش، باید هم مزایا و هم معایب این سبک را به خوبی بررسی کنید.

مزایا و معایب پرایس اکشن به سبک فولر

مزیت‌ها

  • کاهش نویز و سیگنال‌های کاذب: استفاده از تایم فریم‌های بزرگ‌تر مثل تایم فریم روزانه به شما کمک می‌کند تا درگیر نوسانات لحظه‌ای و بی‌هدف بازار نشوید.
  • کاهش شدید استرس: تکنیک «تنظیم کن و فراموش کن» آرامش ذهنی فوق‌العاده‌ای به تریدر می‌دهد.
  • تصمیم‌گیری شفاف: چارت خلوت به شما اجازه می‌دهد تا بدون سوگیری‌های متناقض اندیکاتورها، جهت واقعی بازار را تشخیص دهید.
  • زمان آزاد بیشتر: نیازی به نشستن‌های طولانی‌مدت پای چارت ندارید.

معایب و چالش‌ها

  • نیاز به صبر فولادین: از آنجا که این استراتژی روی تایم فریم‌های بالا کار می‌کند و نیاز به تاییدیه دارد، ممکن است در طول هفته فقط چند سیگنال معاملاتی محدود صادر شود. این موضوع برای افراد هیجانی بسیار سخت است.
  • نیاز به تجربه بصری: تشخیص درست نقاط تلاقی و فیلتر کردن الگوهای ضعیف به تمرین مداوم روی حساب‌های دمو نیاز دارد.
  • نیاز به سرمایه اولیه مناسب: معامله در تایم فریم روزانه نیازمند حد ضررهای (Stop Loss) عریض‌تری به لحاظ پیپ است، بنابراین مدیریت آن در حساب‌های بسیار کوچک (میکرو) چالش‌برانگیز است.

بسیاری از تریدرها برای شروع کار در بازارهای مالی، ابتدا نیاز دارند تا با مفاهیم پایه‌ای‌تر آشنا شوند. پیشنهاد می‌شود قبل از ورود به حساب‌های واقعی، ساختار بازارها را از طریق دوره رایگان مقدماتی فارکس یاد بگیرید تا چشمان شما به حرکت قیمت عادت کند.

کلام آخر؛ آیا پرایس اکشن به سبک فولر، کلید موفقیت شماست؟

بیایید صادق باشیم؛ پرایس اکشن به سبک فولر فرمولی برای یک‌شبه پولدار شدن نیست. اگر به دنبال هیجان بالای معاملات اسکالپ، خیره شدن‌های چند ساعته به مانیتور و زدن ده‌ها معامله در روز هستید، این سبک قطعاً شما را خسته و کلافه خواهد کرد.

اما اگر از شلوغی اندیکاتورها خسته شده‌اید، اگر استرس ناشی از نوسانات لحظه‌ای بازار خواب را از چشمانتان گرفته است و اگر به دنبال یک شغل دوم بی‌دغدغه می‌گردید که تنها 30 دقیقه در روز از شما وقت بگیرد، نایل فولر همان مسیری را نشان می‌دهد که به آن نیاز دارید.

موفقیت در این استراتژی تنها به شناخت پین‌بارها یا خطوط حمایت و مقاومت بستگی ندارد؛ بلکه موفقیت شما در گرو انضباط شخصی، صبر و شجاعت شما برای بستن مانیتور پس از گرفتن تصمیم نهایی است. بازار همیشه فرصت‌های جدیدی را به شما نشان خواهد داد، به شرطی که سرمایه و آرامش روانی خود را برای آن روز حفظ کرده باشید.

سوالات متداول

آیا در پرایس اکشن نایل فولر از هیچ اندیکاتوری استفاده نمی‌شود؟

نایل فولر طرفدار سرسخت چارت خام است. با این حال، او برای تشخیص پویای روند و سطوح تلاقی، استفاده از دو میانگین متحرک نمایی (EMA) با دوره‌های 8 و 21 را روی چارت روزانه مجاز می‌داند. او از هیچ اندیکاتور نوسان‌گر دیگری مانند RSI یا مکدی استفاده نمی‌کند.

بهترین و معتبرترین تایم فریم در این سبک، چارت روزانه (Daily) است. تمام الگوهای پین بار، اینساید بار و فیک در تایم فریم روزانه بالاترین نرخ موفقیت را دارند. پس از آن تایم فریم 4 ساعته قرار می‌گیرد.

فولر به شدت با این کار مخالف است. قانون او «Set and Forget» است. دخالت دستی در معامله‌ای که باز شده، معمولاً ناشی از ترس یا طمع است و در درازمدت برآیند حساب شما را نابود می‌کند. باید اجازه دهید قیمت به حد ضرر یا حد سود شما برخورد کند.

یادگیری تئوری الگوهای فولر شاید فقط چند روز زمان ببرد، اما تسلط بر تشخیص سطوح کلیدی تلاقی و از آن مهم‌تر، کنترل احساسات برای صبور بودن در تایم فریم روزانه، به حداقل 3 تا 6 ماه تمرین روی حساب دمو نیاز دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *